تبلیغات
یه پک سیگار
 
لینک


سلام لطفا اگه میخواین تبادل لینک کنین بگین با چه اسمی لینکتون کنم و منو با
اسم دختر سیگاری
لینک کنین
مرسی خدافظ...
.

تگ »
 ×سه شنبه 30 اردیبهشت 1393 × 04:21 ب.ظ × .....   نظرات()× 


 
نازنینم ادم
پس از آفرینش آدم خدا گفت به او : نازنینم آدم ...
با تو رازی دارم
اندکی پیشتر آی ...

آدم آرام و نجیب
آمد پیش ...
زیر چشمی به خدا می نگریست
محو لبخند غم آلود خدا ، دلش انگار گریست

نازنینم آدم ...
قطره ای اشک ز چشمان خداوند چکید
یاد من باش ... که بس تنهایم

بغض آدم ترکید ...
گونه هایش لرزید
به خدا گفت :
من به اندازه ی ....
من به اندازه ی گلهای بهشت ...
نه ... به اندازه عرش ...
نه ...
من به اندازه ی تنهایی ات
ای هستی من
دوستدارت هستم ...

آدم ...
کوله اش را برداشت
خسته و سخت قدم بر می داشت
راهی ظلمت پر شور زمین ...
طفلکی بنده ی غمگین ، آدم !

در میان لحظه ی جانکاه هبوط
زیر لبهای خدا باز شنید
نازنینم آدم ...
نه به اندازه ی تنهایی من
نه به اندازه ی عرش
نه به اندازه ی گلهای بهشت ...
که به اندازه یک دانه گندم ، تو فقط یادم باش !
نازنینم آدم .... نبری از یادم ! ... 



تگ »
 ×دوشنبه 8 تیر 1394 × 01:07 ق.ظ × .....   نظرات()× 


 
نخ
                                                                ـــَــــــــــﺦ ﺩﺍﺩﻥ ﻫَﻤﯿﺸـــــــﻪ ﻫــــــﻢ”ﺑـَــــﺪ “ﻧﯿﺴـــــﺖ
ﺑــــﻪ ﺑَﻌﻀﯿـــــــــﺎ ﺑﺎﯾـــــــﺪ ﻧـَـــــــﺦ ﺩﺍﺩ تا
“ﺩَﻫﻨﺸــُــــــﻮنو” “ﺑــــــــﺪﻭﺯَﻥ”


تگ »
 ×دوشنبه 1 تیر 1394 × 01:38 ق.ظ × .....   نظرات()× 


 
روزگار

مانند سیگار

مانده ام میان دو انگشت روزگار لعنتی

نه مرا میکشد

نه خاموشم میکند

فراموش کرده که دارم می سوزم


تگ »
 ×شنبه 30 خرداد 1394 × 03:21 ق.ظ × .....   نظرات()× 


 
احمقن دیگه
یـه رابـطـه فـقـط مـخـصـوص دو نـفـره…
ولـی بـعـضـی احـمـق ها،
شـمـارش بـلـد نـیـسـتـن !



.

تگ »
 ×چهارشنبه 14 خرداد 1393 × 11:36 ق.ظ × .....   نظرات()× 


 
برف


حرف هایت شبیه برف اند..

از آن برف های بی موقع

که نزدیک بهار می بارد

و فقط

جان شکوفه های درختان را می گیرد !..

تگ »
 ×شنبه 3 خرداد 1393 × 10:21 ق.ظ × .....   نظرات()× 


 
انصاف


انـصـــآفــــــــــــــ نـیـستــــــ

کــه دُنـیــــــــــــآ آنـقـَـدر کـوچَـکـــــ بـآشـَــد

کــه آدَمـ هــآی تـکـــــــــــرآری رآ روزی صـَـد بــآر بــِبـیـنــی

و آنـقـَـدر بـُزرگــــــ بــآشَــد

کــه نـَتـَـوآنـی آن کَـسـی رآ کـه دلـَتــــــــــــــ مـیـخواهــَـد،

حـَـتــی یـِکــــ بــآر بـبــیـنــــی

 


تگ »
 ×دوشنبه 29 اردیبهشت 1393 × 02:46 ب.ظ × .....   نظرات()× 


 
اشتباه


میدانـــے اشتباه از کجاست؟؟؟؟

از تو نیــست!!!!


اشتباه از "مــن" است...


هر جا رنجیـــدم به رویت نیاوردم


"لبخنـــد" زدم


فکر کردے درد نداد

"محکــــم تر" زدے..





تگ »
 ×یکشنبه 21 اردیبهشت 1393 × 06:35 ب.ظ × .....   نظرات()× 


 
هرزگی


هــرزگی مـخـتـص بـه تــن فــروشـی نیـسـت !

 

ربـطـی بـه جـنسـیت هــم نــداره . . .

 

هـمیـن کـه از اعــتـمـاد کسی ســوء استـفاده کـنی هــرزه ای ،

 

هـمیـن که به دروغ بـگی دوسـتـت دارم هــرزه ای ،

 

هـمیـن که خــیانـت کـنی هــرزه ای ،

 

همیـن که عشــقـتـو بـه خــاطــر پــول بفـروشی هـرزه ای ،

 

اگه میخــوای تــن فــروشی بکـنی ،

 

صـاحـب اخـتـیار بـدنـتی . . .

 

امـا هــرزگی نـکن . . . !

 

چــون از احـساس و آبــروی و غــرور دیگران بایــد مـایـه بـذاری . . . !


تگ »
 ×سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 × 10:03 ب.ظ × .....   نظرات()× 


 
دورویی


دسـت بـه “صورتـم” نـزن !

می تـرسم بیـفتـد نقـاب خنـدانـی کـه بـر چهـره دارم ...!

و بعــد

سیـل ِ اشـک هـایـم “تـــــــــــورا بـا خـود ببــرد

و بـاز

من بمانم و تنهــــــایی …!

تگ »
 ×دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 × 10:11 ب.ظ × .....   نظرات()× 


 
لمست را میخواهم


لمس کن کلماتی ر اکه برایت می نویسم ...


تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست ... تا بدانی نبودنت آزارم می دهد ... لمس کن نوشته هایی را که لمس ناشدنیست و عریان ... که از قلبم بر قلم و کاغذ می چکد ...

لمس کن گونه هایم را که خیس اشک است ... لمس کن لحظه هایم را ... تویی که می دانی من چگونه عاشقت هستم، لمس کن این با تو نبودنها را.



تگ »
 ×پنجشنبه 11 اردیبهشت 1393 × 11:32 ق.ظ × .....   نظرات()× 


 
کافه


آهای کافـﮧ چی …

در این روزهاے پر رفت و بی آمد

ندیدی عزیزی را کـﮧ تمام ِ تلاشش در رفتـטּ بود و نماندטּ ؟

این آخرے ها خبر دیدنش را در کافـﮧ اے بـﮧ مـטּ دادند ؛

اگر رفتـﮧ کـﮧ هیچاگر باز هم آمد تو قهوه ای تلخ تر از تمامی تلخ ها بـﮧ حساب مـטּ برایش بریز ,

اگر از تلخی اش گلـﮧ و شکایتی کرد بگو :فلانی گفت :این تلخی در برابر رفتنت هیچ است .

بگو : کـﮧ فلانی در بـﮧ در این کافه بـﮧ آטּ کافه در پی تو بود بی انصاف !آهای کافـﮧ چی حواست با مـטּ است ؟




تگ »
 ×پنجشنبه 11 اردیبهشت 1393 × 11:29 ق.ظ × .....   نظرات()× 


 
وسوسه کن قلمم را


فرقـے نمـے کند !!


بگویم و بدانـے ...!

یا ...

نگویم و بدانـے..!

فاصله دورت نمی کند ...!!!

در خوب ترین جاﮮ جهان جا دارﮮ ...!

جایـے که دست هیچ کسـے به تو نمـے رسد.:

دلــــــــــــــم.....!!!

من تو را نمی سرایم !..
 

تو ...


خودت در واژه ها می نشینی ..!


 
خودت
قلم را وسوسه می کنی !!

 

و شعر را بیدار می کنی !!



تگ »
 ×دوشنبه 8 اردیبهشت 1393 × 03:46 ب.ظ × .....   نظرات()× 


 
یک مرد
کثیــــــف ترین چاپلوسی زمانیستـــــ که

مـــــــردی بخاطــر طبیعی ترین نیــــازش

بـــه دروغ به معصـــومــــی بگوید "دوستـــــــــــت دارمــــــ" . . . !


تگ »
 ×دوشنبه 8 اردیبهشت 1393 × 09:16 ق.ظ × .....   نظرات()× 


 
دفتر

ما مثل دفترهای قدیمی کاهی بودیم، دو به دو به هم چسبیده...

هر کداممان را که می کندند، آن یکی هم بیرون میزد از زندگی...

حالا سیمی مان کردند که با رفتن دیگری کک مان هم نگزد!

 


تگ »
 ×دوشنبه 8 اردیبهشت 1393 × 09:10 ق.ظ × .....   نظرات()× 


 
خدا تنهاست


خداهم‘بزرگ’است هم“تنها”.


ولی معلوم نیست که:


بخاطر“بزرگ” بودنش“‘تنهاست”‘


یا


بخاطر”تنها"بودنش “‘بزرگ”‘.


تگ »
 ×جمعه 8 فروردین 1393 × 03:39 ب.ظ × .....   نظرات()× 


 
قائم موشک

بهم گفت چشم بزار تا برم قائم بشم

منم چشم گذاشتم ، خواستم از لای انگشتانم ببینم

کجا قائم میشه ولی دیدم با یه غریبه داره راه میره !

به روی خودم نیاوردم و گفتم : بیام ؟ گفت : تو کجا ؟



تگ »
 ×دوشنبه 19 اسفند 1392 × 09:14 ب.ظ × .....   نظرات()× 


 
بارون
باران می بارید...



كودك نگاهی به سوراخ چكمه اش انداخت!



لبخندی زد



سرش را رو به آسمان كرد وگفت: " خدایا گریه نكن "



" امشب می دوزمش...!







تگ »
 ×پنجشنبه 8 اسفند 1392 × 10:04 ب.ظ × .....   نظرات()× 


 
بود و نابود
دلم سفر می خواهــــد ...


نه برای رسیدن به جایی ....


فقط دلتنگ رفتنم ...



کـــــــــارم


از یکی بود و یکی نبود گذشت


سهم من همیشه این بود :


یکی بود یکی نابود




تگ »
 ×پنجشنبه 1 اسفند 1392 × 10:01 ب.ظ × .....   نظرات()× 


 
درد

درد دارد....

 

سرت به سنگی بخورد

 

كه روزی آن را به سینه ات می زدی...!پ




تگ »
 ×پنجشنبه 1 اسفند 1392 × 09:59 ب.ظ × .....   نظرات()× 


 
شکسته

شیشه ای میشکند

یک نفر میپرسد

که چرا

شیشه شکست؟

یک نفر میگوید:

شاید این رفع بلاست

دیگری میپرسد

شیشه پنجره را باد شکست؟

دل من سخت شکست

هیچ کس هیچ نگفت

غصه ام را نشنید

از خودم میپرسم"

ارزش قلب من از شیشه پنجره هم کمتر بود.

 


تگ »
 ×پنجشنبه 24 بهمن 1392 × 03:19 ب.ظ × .....   نظرات()× 


 
خدا هست

خدا از من پرسید: دوست داری با من مصاحبه كنی؟

پاسخ دادم: اگر شما وقت داشته باشید.

خدا لبخندی زد و پاسخ داد: زمان من ابدیت است... چه سؤالاتی در ذهن داری كه دوست داری از من بپرسی؟

من سؤال كردم: چه چیزی در آدم ها شما را بیشتر متعجب می‌كند؟

خدا جواب داد....

اینكه از دوران كودكی خود خسته می‌شوند و عجله دارند كه زودتر بزرگ شوند...و دوباره آرزوی این را دارند كه روزی بچه شوند.

اینكه سلامتی خود را به خاطر به دست آوردن پول از دست می‌دهند و سپس پول خود را خرج می‌كنند تا سلامتی از دست رفته را دوباره باز یابند.

اینكه با نگرانی به آینده فكر می‌كنند و حال خود را فراموش می‌كنند به گونه‌ای كه نه در حال و نه در آینده زندگی می‌كنند.

اینكه به گونه‌ای زندگی می‌كنند كه گویی هرگز نخواهند مرد و به گونه‌ای می میرند كه گویی هرگز نه زیسته‌اند.

دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتی به سكوت گذشت....

سپس من سؤال كردم: به عنوان پرودگار، دوست داری كه بندگانت چه درس هایی در زندگی بیاموزند؟

خدا پاسخ داد: اینكه یاد بگیرند نمی‌توانند كسی را وادار كنند تا بدانها عشق بورزد. تنها كاری كه می‌توانند انجام دهند این است كه اجازه دهند خود مورد عشق ورزیدن واقع شوند.


اینكه یاد بگیرند كه خوب نیست خودشان را با دیگران مقایسه كنند.

اینكه بخشش را با تمرین بخشیدن یاد بگیرند.

اینكه رنجش خاطر عزیزان شان تنها چند لحظه زمان می‌برد ولی ممكن است سالیان سال زمان لازم باشد تا این زخم ها التیام یابند.

یاد بگیرند كه فرد غنی كسی نیست كه بیشترین‌ها را دارد بلكه كسی است كه نیازمند كمترین ها است.

اینكه یاد بگیرند كسانی هستند كه آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمی‌دانند كه چگونه احساساتشان را بیان كنند یا نشان دهند.

اینكه یاد بگیرند دو نفر می‌توانند به یك چیز نگاه كنند و آن را متفاوت ببینند.

اینكه یاد بگیرند كافی نیست همدیگر را ببخشند بلكه باید خود را نیز ببخشند.

باافتادگی خطاب به خدا گفتم:

از وقتی كه به من دادید سپاسگذارم

و افزودم: چیز دیگری هم هست كه دوست داشته باشید آنها بدانند؟

خدا لبخندی زد و گفت: فقط اینكه بدانند من اینجا هستم، همیشه


تگ »
 ×دوشنبه 21 بهمن 1392 × 11:10 ب.ظ × .....   نظرات()× 


 
راحت شد...
فقط رفت بدون کلامی که بوی اشک دهد...

فقط رفت بدون نگاهی که بوی حسرت داشته باشد...

فقط رفت ...

فقط رفت و من شنیدم توی دلش گفت :

راحت شدم.



تگ »
 ×یکشنبه 15 دی 1392 × 10:51 ق.ظ × .....   نظرات()× 


 
پشت مشکلات
من برای هر رنجش و زخم و آسیبی که قلبم برداشته ، از خدا سپاسگزارم .

صفحات زندگی ام ورق خورد و برخی پل ها خراب شدند ...

اما غمگین نیستم.

همیشه در پشت این مشکلات درسی بود که باید می آموختم .



تگ »
 ×یکشنبه 15 دی 1392 × 10:37 ق.ظ × .....   نظرات()× 


 
بیخیال
بی خیال تمام هیاهوی اطراف

بر ساحل زندگی قدم می زنم

بی خیال فکر تو

دنیای خود را نقاشی می کنم

بی خیال تمام آنچه باید باشد

نگین عشق را بر انگشت خود می آویزم

بی خیال همه رفت ها

به داشته های خود دل می بندم

اما

بگذار قدم بزنم...

قدم هایی سرشار از احساس بر ساحل زندگی

این روزها...

غروب عشق برای من

حیات دوباره خورشید

در آنسوی آسمان بودن ها؛ بر ساحل زندگیست!

نسیم دریا بر لبانم می نشیند

با خود می اندیشم

گویا

عشق در همین حوالی ست...

و باز می گویم

شاید

تا غروب عشق

نیمروزی باقی ست...


http://images.persianblog.ir/744554_JGnvBXSv.jpg
 
 

تگ »
 ×شنبه 14 دی 1392 × 11:51 ق.ظ × .....   نظرات()× 


 
شلوار پاره


دیگر نه "شلوار پاره" نشانه ی "فقر" است ....

نه "سکــوت" علامت "رضــایت"....

دنــیـــــــــــــــای غـــریـبـیــست

ارزشـــــــــــها "عـــــــــــــــــــوض" شـده اند

و "عـــــوضــــــــــی هــا"، بــا ارزش....


تگ »
 ×دوشنبه 9 دی 1392 × 11:30 ق.ظ × .....   نظرات()× 


 
ادم
اومدیم بعضیآرو آدم ڪنیم





زیآدے




روشوטּ ڪآر ڪردیم "خــدآ" شدَטּ


تگ »
 ×دوشنبه 9 دی 1392 × 11:27 ق.ظ × .....   نظرات()× 


 
مبدل قالب بلاگفا به میهن بلاگ